ابو الفضل مير محمدى زرندى
55
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
اقتضاء مىكرده حدس و تخمين مطالبى را اظهار كردهاند كه وجدان هر مسلمانى را متألم نموده و مىآزارد ، از جمله آنها : 1 - كلامى است كه از شيخ محيى الدين بن عربى در كتاب « فتوحات مكيه » نقل شده است و خلاصهء آن اين است : بدان كه مبادى اين سور مجهوله را ، جز صاحبان صور معقوله به حقيقت آنها نمىرسند و خداوند 29 سوره را با اين حروف ، ابتداء كرده و آن ، كمال صورت است و در آيهء شريفه « وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ » كه آن 29 منزل است ، مراد قطب است كه قوام فلك به آنست و آن علت فلك است و آن ، سورهء آل عمران ( الم ، اللّه ) است و هر گاه آن نباشد 28 محقق نمىشود و كلا در صورت تكرار حروف 28 حرف است پس عدد 8 همان حقيقت بضع است كه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرموده ايمان ، بضع و سبعون جزء يعنى 70 و خردهاى جزء دارد و اين حروف 78 حرف است و عبد به كمال اسرار ايمان نمىرسد تا اينكه حقايق اين حروف را كه در سورهها موجود است بداند « 1 » . 2 - كلامى است كه از نصوح طاهر فلسطينى نقل شده است كه گفته است : ارزش اين حروف ، همان مقدار است كه در هر سورهاى كه واقع شده عدد آيات آن را بيان مىكند تا اينكه مىگويد : تا زمان عثمان اين تطابق وجود داشته است به اينكه حروف اين فواتح را به حساب جمل حساب مىكنند و آيات سورهاى را كه در آن ، واقع شدهاند مشخص مىسازند « 2 » . بنابر اين بايد سورهء بقره كه در اول آن « الم » واقع شده و آن به حسب حروف جمل 71 عدد مىباشد داراى 71 آيه باشد و حال اينكه داراى 286 آيه است و نيز سوره آل عمران بايد به جاى 200 آيه 71 آيه را دارا باشد زيرا « الم » در اول آن واقع شده است و همچنين سوره عنكبوت بايد داراى 71 آيه باشد نه 69 آيه كه در قرآنها موجود است زيرا كلمه « الم » در اول آن واقع شده است و همين طور است سورههاى ديگر . 3 - كلامى است كه از مستشرق آلمانى « نولد كه » حكايت شده است كه هر حرفى از حروف اين كلمات ، اشاره است به يكى از صحابه ، مثلا « س » اشاره است به سعد بن ابى
--> ( 1 ) مباحث فى علوم القرآن ، ص 238 . ( 2 ) رسالة الاسلام ، از دار التقريب قاهره شماره 2 ، سال 11 .